قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

405

تاريخ الفي ( فارسى )

ثناى مر خداى را ، جلّ جلاله ، كه در حضرت او فراموش نيستم ، و نام مرا در كتاب نيكمردان ياد كرده و مرا در سلك ابرار و اخيار كشيده . بعد از آن راهب در ملازمت امير المؤمنين بود تا در صفّين شهيد شد و حضرت امير المؤمنين ، عليه السّلام ، بر او نماز گزارد و از براى او آمرزش خواست . شيخ مفيد در كتاب خصائص الائمّه آورده كه در تورات حضرت موسى [ 54 ب ] نام پيغمبر ما ، صلّى اللّه عليه و آله ، و آل او كه عبارت از ائمّهء معصومين است مذكور است بر اين وجه كه : سيد ميد ، « 1 » يعنى محمّد ؛ ايلياء يعنى على ؛ نونود ، « 2 » يعنى حسن ؛ قتل وا ، يعنى حسين ؛ اويل ، يعنى زين العابدين ؛ انفسور ، يعنى باقر ؛ مسموعا ، يعنى صادق ؛ درموز ، يعنى كاظم ؛ مرّا ، يعنى رضا ؛ هدار ، « 3 » يعنى جواد ؛ نطور ، يعنى تقى ؛ نوقليس ، يعنى عسكرى ؛ اقيدمو ، يعنى صاحب الزمان . و در كتاب جامع الاسرار آورده كه اصحاب شريعت از زمان آدم تا زمان محمّد مصطفى شش‌اند : آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى و محمّد نبىّ ما ، عليه السّلام . و لاحق هريكى از ايشان ناسخ شريعت سابق بود به اعتبار بعضى احكام نه كلّ آن . و حكمت الهى اقتضا چنان نموده كه هريكى از ايشان را دوازده وصىّ باشد كه حفظ شريعت او مىنموده باشد تا زمان ظهور صاحب شريعت ديگر . و اسماء آن اوصيا بر اين وجه آورده : اوصياء آدم ، عليه السّلام ، كه صاحب شريعت اوّل است : شيث ، هابيل ، قينان ، ميسم ، شيسم ، فارس ، قيذق ، متوشلخ ، ايتوخ ، ادريس ، دينوخ ، [ و ] ناخور كه به صحبت نوح ، عليه السّلام ، رسيد . اوصياء نوح ، عليه السّلام ، كه صاحب شريعت ثانى و ناسخ اوّل است : سام ، يافث ، ارشخ ، فرشخ ، فانواشالخ ، هود ، صالح ، و بميخ ، معدل ، و ريحان ، [ و ] هجان كه به خدمت خليل ، عليه السّلام ، رسيد . و اوصياء خليل ، عليه السّلام ، كه صاحب شريعت ثالث و ناسخ شريعت ثانى است : اسمعيل ، اسحق ، يعقوب ، يوسف ، ايلون ، ايّوب ، دينون ، دانيال ، اكبر ، اينوخ ، اناخا ، [ و ] ميدع كه به شرف صحبت كليم اللّه رسيد . اوصياء موسى ، عليه السّلام ، كه صاحب شريعت رابع است و ناسخ شريعت ثالث : يوشع ، عروف ، قندوق ، عزيز ، اربسا ، داود ، سليمان ، آصف ، انواخ ، صفيا ، [ و ] واعث كه از صحبت روح‌بخش عيسى روح اللّه مستفيض بود .

--> ( 1 ) . ق : سيّد سيّد ؛ ش : ميد ميد . ( 2 ) . ق : نور نور . ( 3 ) . ش : هلار .